می خوانم تو را ، به صد نیاز
می ستایم صفات برازنده ی تو
به راز و نیاز
تبلور نام توست
سرآغاز کتیبه ی اشعارم
من از جسارت قلم
در انگاره ی ذات تو ،
شرمسارم
آبی نام تو ، بی کران
به وسعت آسمان ها
سبز نگاه تو ، بی پایان
به وسعت فصل های بهاری شکفتن
نام تو ، نیایش عاجزانه ی رکوع ام
نام تو ، کرنش خاضعانه ی سجودم
نام تو ، تواضع خالصانه ی عبادتم
نام تو ، اعجاز غریبانه ی گریستنم
شکوه انعکاس نام تو
بر فراز قله های بی کسی
بازگشت شوق آمیز فوج فوج پرندگان مهاجر
نجوای ملتمسانه ی یادت
بر بال موج های آرزو
فانوس همیشه روشن امیدواری
قناریان سرمست
در دلم آشیانه می کنند ، با طلوع نام تو
آن گونه که کوچ می کنند
سایه های سیاه غم ، با خروش یادت
نام تو ، دلرباترین غمزه های عاشقانه
من مرید همه واژه های شاعرانه
من مخمورم از خمخانه ی مستی بخش الطاف تو
من آلوده ام ، آلوده ی تو
آن آلوده ی باده پرست ،که دور از می الست
پیمانه ی مستانه ی توبه را ، بارها شکست
عشق با سوگند نام تو به آسمان ها پر می گشاید
من در مستی تکرار نام تو ، به ملکوت
می پرستم تقدس عظیم نامت را
آن چنان که می بویم
شمیم همیشه دل انگیز یادت
ای ژرفای سبز عالم بخش !
بندگی پرقصور مرا بر من ببخش



