تبليغاتX
<%@ Language=JavaScript %> گنج ادب
گنج ادب
گنجینه ادب و عرفان پارسی
وقتی تو نباشی

من نیازی بی انتهایم

تو صدای رسای نیاز من

وقتی تو نباشی

سایه های بلند غربت

همچون حجم های شوم نفرت

در حریم سرخ فام دیدگانم

زانو می زنند ، غم آلود

افکار مسلول مرا

در همهمه ی ملال انگیز حادثه ی فراق

به اغما می کشند ، دردآلود

می آیند

مرا به درون می کشند

می برند مرا

به جانب خواب پلک های متورم آن راز غبارآلود

 

به اسارت می کشند

در مسیر کابوس های هول انگیز

یک اقیانوس چشمان نیازآلود

گم می شوند ، دست هایم

در بستر یک خواب مه آلود

می پیچد

صدای تلخ سکوت

سکوت طاعون زده ی آرامش

میان دخمه های وهم آلود

“ من نیازی بی انتهایم

تو صدای رسای نیاز من “

بیست و ششم بهمن 1385 ساعت 12:54 PM|نوشته شده توسط ROOZBEH | موضوع: گنجینه ی ادب و عرفان فارسی | لينک ثابت |

علت ظهور و رواج عرفان در ایران

علت اساسي ظهور و رواج تصوف در ايران اينست که ايرانيان در نتيجه قرنها زندگي در تمدن مادي و معنوي بالاترين پيشرفت ها را کرده و به عاليترين درجه رسيده بودند. در زيبا شناسي بر همه ملل آسيا برتري داشتند و هنرهاي زيبا مانند نقاشي، پيکر تراشي و موسيقي و هنرهاي دستي در فلز سازي و بافندگي و صنايع ديگر به حد کمال رسيده بودند. تضييقات و محدوديت هايي که پي از دوران ساساني در ايران پيش آمد با طبع زيبايي پسند ايراني که ذوقيات را در چند قرن از نياکان خود ارث برده بود و يادگار گرانبهايي مي دانست سازگار نبود، در پـي مـسـلـک و طريقه اي مي گشت که اين قيدها را درهم نوردد و آن آزادي ديرين را دوباره بدست آورد. تصوف بهترين راه گريز براي رسيدن به اين آزادي فکري بود، بهمين جهت از آغاز متصوفه ايران سماع و موسيقي و رقص را که ايرانيان به آن خو گرفته بودند نه تنها مجاز و مباح ميدانستند، بلکه در برخي از فرق تصوف آنها را نوعي از عبادت و وسيله تقرب به مبدأ و تهذيب نفس و تصفيه باطن شمردند و از آغاز کتابها و رسايل درباره مباح بودن سماع پرداختند.

حتي متشرعان بزرگ ايران مانند غزالي در (احياء علوم الدين) و (کيمياي سعادت) در اباحت آن بحث کرده اند.

يکي از نخستين وسائلي که صوفيه براي استرضاي اين نگراني ايرانيان اختيار کردند از راه شعر و شاعري بود که موضوع بحث يکي از فصول تاريخ نهضتهاي فکري ايرانيان است.

نخستين شخص از پيشروان تصوف ايران که شعر فارسي را براي تعليمات خود پذيرفتند، ابوسعيد ابوالخير بود. متشرعاني که شعر را اغواي اجنه و مخالفت با شرع مي دانسته اند و شاعران را گمراه مي شمرده اند وي را مورد طعن و لعن قرار داده اند و حتي به دربار پادشاهي از او ناليده اند.

توجه خاصي که بزرگان تصوف ايران به زبان فارسي داشتند و مخصوصا مقيد بودند که تعليمات خود را به نظم و نثر فارسي ادا کنند مي رساند که خواست اکثريت مردم ايران و کساني که به زبان تازي کاملا آشنا نبوده اند چه بوده است. وانگهي ايشان به مراتب به توجه عوام بيش از خواص اهميت مي داده اند و ترجيح مي دادند که به زبان عوام مقصود خود را ادا کنند.

پانزدهم بهمن 1385 ساعت 12:36 PM|نوشته شده توسط ROOZBEH | موضوع: | لينک ثابت |