قسمت دوم
بابک ، دلاور آذربایجان
در زمان مامون، به واسطه نفوذ ايرانيان در دربار خلافت و سازگاری خليفه با ايرانيان، بابک و خرم دينان مورد تهديد جدی قرار نگرفتند. اما از آن پس به سبب اختلافی که ميان ايرانيان رقيب از يکسو و سرکردگان غلامان ترک دستگاه خلافت، از سوی ديگر، در گرفت موضع ايرانيان ضعيف شد. معتصم که از قدرت روز افزون خاندان های بزرگ ايرانی در دستگاه خلافت هراسان بود از اين پراکندگی ايرانيان سود جست. در آن روزگار، افشين، شاه زاده ايرانی اهل اسروشنه در ماوراء النهر، به عنوان گروگان در دربار خلافت می زيست. وی از خاندانی مانوی بود که تازه اسلام آورده بودند و کم کم قدرت می يافتند. افشين که احساسات ايرانی داشت درصدد برآمد با بابک و مازيار، حکم ران ايرانی طبرستان، همدست شود و بر ضد اعراب به پا خيزد. اما، وضع دربار معتصم و فرصت طلبی عناصر عرب امکان اتحاد آنان را از ميان برده بود. افشين که سرداری بزرگ و فرمان دهی بسيار آگاه و هوشيار بود، چون می کوشيد از نفوذ امرای طاهری در دربار بکاهد، خود در جنگی طولانی با بابک گرفتار آمد و عاقبت او را اسير کرد و به دربار معتصم آورد.سینمای هالیوود - امیدیه- ایرانسل - تلفن همراه موبایل
نوشته اند که خليفه از دستگيری بابک چندان شادی می نمود که آرام نداشت. به دستور او بابک و برادرش عبدالله را که اسير بودند با قبای ديبا و کلاه نوک بلند سمور با تجملی تمام سوار بر فيل در سامره پايتخت خليفه گرداندند. اين رسمی بود که درباره اسيران و محکومان اجرا می کردند. سرانجام بابک را به دستور خليفه به فجيع ترين وضع کشتند. هنگامی که دست راستش را بريدند جای بريدگی را بر رخ خود زد و همين کار را با دست چپ نيز انجام داد و گفت : " نگرانم که خون از من برود و روی من زرد شود و پندارند که از مرگ هراسانم." سپس سرش را تراشيدند و شکمش را دريدند. خليفه فرمان داد سرش را ببرند و به بغداد فرستند. پيکرش را نيز در سامره بر دار کشيدند. با برادرش نيز همين کردند. پيکر بابک در سامره ساليان دراز بر دار بماند و محل آن به نام جثه يا پيکر بابک تا سال ها شناخته بود.
پس از کشته شدن بابک، خرم دينان از پای ننشستند و بيش از هشتاد سال ديگر در گوشه و کنار ايران به سپاه عرب و کارگزاران خليفه می تاختند، و کاروان ها را می زدند. افشين نيز با آن که پس از دستگيری بابک از خليفه هدايای گران بها و مراتب و درجات عالی دريافت داشت اما هيچ وقت دل تازيان با وی صاف نشد. چندی نگذشت که به دستور خليفه او را به بند کشيدند و با توهين و شکنجه بسيار کشتند. از اتهامات وی آن بود که کتابی نفيس در خانه او يافتند. گويند اين کتاب گران بهای مصور با جلد چرمين زينت يافته از آثار ارزنده ای بود که مانويان به زيباترين صورت می ساختند و در خزاين خود نگاه داری می کرده اند.یانگون در ایران - عکس های شخصی یانگونگ -یانگون و دوربین مخفی - یانگون باگلزار

قيام های مبارزان ايرانی در نخستين قرن های اسلامی اگرچه چنين خونين سرکوب شد اما به تدريج زمينه را برای تشکيل حکومت های مستقل ۳ ايرانی فراهم آورد. اندکی بعد قدرت يافتن عياران سيستان به سرهنگی يعقوب ليث صفاری درفش استقلال ايران را برای نخستين بار پس از شکست از اعراب در ايران برافراشت.
دوازدهم مهر 1386 ساعت 5:15 AM|نوشته شده توسط ROOZBEH | موضوع: نوابغ تاریخ ایران | لينک ثابت |