تبليغاتX
<%@ Language=JavaScript %> گنج ادب
گنج ادب
گنجینه ادب و عرفان پارسی

قسمت اول

علی اکبر دهخدا

علی اکبر دهخدا از مردان به نام سياست و ادب تاريخ معاصر ايران است. وی در تهران زاده شد. پدرش خان بابا از ايل نشين های نواحی قزوين بود و از همين رو دهخدا را نيز اغلب قزوينی می خوانند. وی در کودکی نخست در مدارس قديم تحصيل کرد سپس وارد مدرسه علوم سياسی شد و چند سال بعد در ماموريت وزارت خارجه همراه سفير ايران به کشورهای بالکان در جنوب شرق اروپا سفر کرد. دهخدا در بخارست و وين دو سال به تکميل زبان فرانسه و مطالعه پيشرفت های علمی و هنری اروپا پرداخت. با اين همه در بازگشت در يادداشتی به مدعيان برتری تمدن غرب هشدار داد که : " در تمدن مکانيکی کسی دست ما را نبسته، اما در شئون معنوی ما بايد خود را دريابيم."

بازگشت دهخدا به وطن مقارن اوج گرفتن نهضت مشروطه خواهی بود. وی پس از شش ماه کار در اداره شوسه خراسان به تهران بازگشت و به عنوان نويسنده و سردبير به همراهی تنی چند از آزادانديشان به نشر روزنامه صور اسرافيل پرداخت. مقالات انتقادی وی با عنوان " چرند و پرند" به زودی توجه خوانندگان را به خود جلب کرد. وی در اين مقالات با طنزی تند اما لطيف اعمال ستمگران و جاهلان و سربازان جامعه را بر ميشمرد و از ساده لوحی عوام و فرصت طلبی روحانی نمايان و شيادان ظاهر صلاح پرده برميداشت.
به توپ بسته شدن مجلس شورای ملی به فرمان محمد علی شاه و فرا رسيدن دوران استبداد صغير به کشته شدن ميرزا جهانگير خان صور اسرافيل ناشر روزنامه و روشن فکر بزرگ زمان مشروطه و دستگيری و تبعيد دهخدا به اروپا انجاميد. اما دهخدا در اروپا نيز از پای ننشست. سه شماره ديگر از روزنامه صور اسرافيل را منتشر کرد و پس از آن به انتشار روزنامه روح القدس پرداخت و اندکی بعد در استانبول نامه هفتگی سروش را بنيان گذاشت
.سینمای هالیوود - امیدیه- ایرانسل - تلفن همراه موبایل خداحافضی با یانگوم یانگونگ  جک اس ام اس  خنده مد خرید اینترنت بلاگفا قالب سار قالب وبلاگ موبایل برنامه موبایل دانشگاه سراسري آزاد  قالب وبلاگ سينما يانگونگ رپ دانلود استخر اميديه خوزستان

                                                                       ادامه دارد...

بیست و دوم آذر 1386 ساعت 1:55 AM|نوشته شده توسط ROOZBEH | موضوع: نوابغ تاریخ ایران | لينک ثابت |

قسمت اول

کمال الملک

پس از مرگ ناصرالدين شاه و با آغاز سلطنت مظفرالدين شاه، کمال الملک به اروپا سفر کرد و در موزه های برجسته فرانسه و ايتاليا به مطالعه آثار هنری نقاشان بزرگ اروپا پرداخت. دوازده تابلو از روی کارهای روبنس، راميران و تی شن ره آورد اين سفر سه ساله است. سفر نقاش هنرمند برای زيارت عتبات نيز فرصتی ديگر بود که چند تابلوی نفيس بر مجموعه آثار او بيفزايد. تابلوهای فالگير بغدادی، زرگر بغدادی و شاگردش و ميدان کربلا يادگار اين سفر است.

پس از اين دوران، کمال الملک مدرسه صنايع مستطرفه را تاسيس کرد و خود عهده دار رياست آن شد. در اين مدرسه، نقاشی، مجسمه سازی، منبت کاری و قالی بافی تدريس می شد. کمال الملک شانزده سال در اين مدرسه به تربيت جوانان علاقه مند پرداخت. اما محدوديت امکانات مالی و کمبود هنرآموزان ورزيده ادامه کار را دشوار می کرد. با وجود اين، کمال الملک دانشجويان را، از اين که برای به دست آوردن پول بيشتر به نقاشی چهره رجال مملکت به پردازند، منع می کرد. وی که هنرمندی واقعی بود و بر خصائل نيک انسانی، علو طبع و بزرگ منشی ارزش بسيار می نهاد، می کوشيد که اين صفات را به شاگردان خود نيز منتقل کند. از خصوصيات اخلاقی برجسته کمال الملک بسيار سخن گفته اند.

کمال الملک به سبب دشواری هايی که پيوسته با قدرت مداران روزگار داشت، دوازده سال آخر عمر خود را در حسين آباد نيشابور به انزوا گذراند و در سال ۱۹۴۰، پس از آن که بر اثر حادثه ای چشم چپ خود را از دست داده بود، درگذشت. آرامگاه او، در نيشابور، در همان باغی جای دارد که شيخ عطار در آن در بستر خاک آرميده است.

نهم آبان 1386 ساعت 11:36 PM|نوشته شده توسط ROOZBEH | موضوع: نوابغ تاریخ ایران | لينک ثابت |

قسمت اول

کمال الملک

کمال الملک لقب محمد غفاری نقاش برجسته ايرانی است که در نيمه قرن نوزدهم در کاشان در خانواده ای هنرمند ديده به جهان گشود. در پانزده سالگی از کاشان به تهران آمد و سه سال در مدرسه دارالفنون به آموختن علم و هنر پرداخت. در پايان سال سوم، ناصرالدين شاه، برای بازديد مدرسه بدان جا رفته بود. وی با ديدن يکی از تابلوها، که چهره اعتضاد السلطنه رئيس دارالفنون بود، کمال الملک را مورد تحسين و تشويق قرار داد. پس از آن کمال الملک به مدت چهار سال، با پشتيبانی مالی ناصرالدين شاه، در محلی که برای کار او در دربار تعيين شده بود به کشيدن بيش از ۱۷۰ تابلو گذراند. مشهورترين آنها تابلوی تالار آئينه است که شاه کار هنر نقاشی وی به شمار می آيد و نخستين تابلويی است که امضا کمال الملک در آن به چشم می خورد.

تابلوی تالار آئينه نقش موزه برليان است که بنا به درخواست ناصرالدين شاه کشيده شده است. در اين تابلو شاه نزديک تخت طاووس روی صندلی نشسته و شمشيرش را روی زانو گذاشته است. موزه برليان تالار بزرگی است که سقف و چهار ديوار آن آئينه کاری شده و سه چهل چراغ صد شاخه از سقف آويزان است. روی هر کاسه لاله آن، عکس رنگی ناصرالدين شاه نقش شده است. در يک طرف اطاق، تخت طاووس و کره جواهر و شمعدان ها قرار دارد. درهای دو طرف اطاق همه به باغ باز شده و جلوی آن ها پرده تور آويخته است. هنر بزرگ نقاش در اين شاهکار منعکس کردن رنگ اشياء در آينه ها و چراغ های ريز و درشت است که با زوايای گوناگون در يکديگر تابيده اند. در آفرينش اين شاهکار، که ترکيبی از هنر نقاشی و مينياتور به شمار می رود، صبر و حوصله نقاش کم از هنرمندی او نبوده است.سینمای هالیوود - امیدیه- ایرانسل - تلفن همراه موبایل خداحافضی با یانگوم یانگونگ  جک اس ام اس  خنده مد خرید اینترنت بلاگفا قالب سار قالب وبلاگ موبایل برنامه موبایل

                                                                       ادامه دارد...

سوم آبان 1386 ساعت 0:39 AM|نوشته شده توسط ROOZBEH | موضوع: نوابغ تاریخ ایران | لينک ثابت |

قسمت دوم

بابک ، دلاور آذربایجان 
در زمان مامون، به واسطه نفوذ ايرانيان در دربار خلافت و سازگاری خليفه با ايرانيان، بابک و خرم دينان مورد تهديد جدی قرار نگرفتند. اما از آن پس به سبب اختلافی که ميان ايرانيان رقيب از يکسو و سرکردگان غلامان ترک دستگاه خلافت، از سوی ديگر، در گرفت موضع ايرانيان ضعيف شد. معتصم که از قدرت روز افزون خاندان های بزرگ ايرانی در دستگاه خلافت هراسان بود از اين پراکندگی ايرانيان سود جست. در آن روزگار، افشين، شاه زاده ايرانی اهل اسروشنه در ماوراء النهر، به عنوان گروگان در دربار خلافت می زيست. وی از خاندانی مانوی بود که تازه اسلام آورده بودند و کم کم قدرت می يافتند. افشين که احساسات ايرانی داشت درصدد برآمد با بابک و مازيار، حکم ران ايرانی طبرستان، همدست شود و بر ضد اعراب به پا خيزد. اما، وضع دربار معتصم و فرصت طلبی عناصر عرب امکان اتحاد آنان را از ميان برده بود. افشين که سرداری بزرگ و فرمان دهی بسيار آگاه و هوشيار بود، چون می کوشيد از نفوذ امرای طاهری در دربار بکاهد، خود در جنگی طولانی با بابک گرفتار آمد و عاقبت او را اسير کرد و به دربار معتصم آورد.سینمای هالیوود - امیدیه- ایرانسل - تلفن همراه موبایل

نوشته اند که خليفه از دستگيری بابک چندان شادی می نمود که آرام نداشت. به دستور او بابک و برادرش عبدالله را که اسير بودند با قبای ديبا و کلاه نوک بلند سمور با تجملی تمام سوار بر فيل در سامره پايتخت خليفه گرداندند. اين رسمی بود که درباره اسيران و محکومان اجرا می کردند. سرانجام بابک را به دستور خليفه به فجيع ترين وضع کشتند. هنگامی که دست راستش را بريدند جای بريدگی را بر رخ خود زد و همين کار را با دست چپ نيز انجام داد و گفت : " نگرانم که خون از من برود و روی من زرد شود و پندارند که از مرگ هراسانم." سپس سرش را تراشيدند و شکمش را دريدند. خليفه فرمان داد سرش را ببرند و به بغداد فرستند. پيکرش را نيز در سامره بر دار کشيدند. با برادرش نيز همين کردند. پيکر بابک در سامره ساليان دراز بر دار بماند و محل آن به نام جثه يا پيکر بابک تا سال ها شناخته بود.
پس از کشته شدن بابک، خرم دينان از پای ننشستند و بيش از هشتاد سال ديگر در گوشه و کنار ايران به سپاه عرب و کارگزاران خليفه می تاختند، و کاروان ها را می زدند. افشين نيز با آن که پس از دستگيری بابک از خليفه هدايای گران بها و مراتب و درجات عالی دريافت داشت اما هيچ وقت دل تازيان با وی صاف نشد. چندی نگذشت که به دستور خليفه او را به بند کشيدند و با توهين و شکنجه بسيار کشتند. از اتهامات وی آن بود که کتابی نفيس در خانه او يافتند. گويند اين کتاب گران بهای مصور با جلد چرمين زينت يافته از آثار ارزنده ای بود که مانويان به زيباترين صورت می ساختند و در خزاين خود نگاه داری می کرده اند.
یانگون در ایران - عکس های شخصی یانگونگ -یانگون و دوربین مخفی - یانگون باگلزار

قيام های مبارزان ايرانی در نخستين قرن های اسلامی اگرچه چنين خونين سرکوب شد اما به تدريج زمينه را برای تشکيل حکومت های مستقل ۳ ايرانی فراهم آورد. اندکی بعد قدرت يافتن عياران سيستان به سرهنگی يعقوب ليث صفاری درفش استقلال ايران را برای نخستين بار پس از شکست از اعراب در ايران برافراشت.

دوازدهم مهر 1386 ساعت 5:15 AM|نوشته شده توسط ROOZBEH | موضوع: نوابغ تاریخ ایران | لينک ثابت |

درود

امیدوارم که مطالب وبلاگ کماکان باب میل شما عزیزان قرار گرفته باشد . قصد دارم چند پست آینده را به نوابغ تاريخ ايران همچون بابک خرم دین و کمال الملک و فارابی و دهخدا و ... اختصاص دهم که در جوامع امروز ما متاسفانه نه تنها صحبتی بلکه یادی از آن بزرگان نمی شود ... 

بابک خرم دين دلاور بزرگ آذربايجان، فرمانده مهم ترين و طولانی ترين جنگ های ملی ايرانيان برضد خلفای عباسی است. خرم دينان را پی روان او شمرده اند. اما ايشان پيش از بابک نيز شهرت داشتند. گفته اند که خرم دينان بازماندگان مزدکيان زمان ساسانی بودند که در کوهستان های مرکز و مغرب و شمال غربی ايران می زيستند. اينان معتقد به حلول روح بودند و می گفتند که روح ابومسلم در مبارزان و سرداران ضد عرب حلول می کند. اين باور، که عاملی در تداوم مبارزات ايرانيان عليه اعراب بود، در همه فرقه ها و گروه های مبارز در تاريخ ايران بعد از اسلام بخصوص در قرن های نخستين رواج داشت.
خرم دينان به پی روی از عقايد مزدک، جمع ثروت و دارائی و مالک شدن زنان متعدد را نمی پسنديدند و مبارزاتشان بيشتر برای توزيع عادلانه ثروت و فراهم آوردن امکان زندگی مناسب برای همه مردم بود. هنگامی که خرم دينان تعليمات خود را پنهانی رواج می دادند و هدف های سياسی مشخصی بر ضد خلافت بغداد داشتند باطنی خوانده می شدند. از جمله باطنيان، اسماعيليه، قرمطيان و ديگر فرقه های ايرانی بودند که در سه قرن اول اسلامی، همگی در مبارزه برضد عرب می کوشيدند. باطنيان را، که از طريق اشاعه دانش و حکمت درصدد تبليغ عقايد خود برمی آمدند، خراب کنندگان اساس معتقدات اسلامی دانسته اند.
پيش از بابک، خرم دينان يک بار به همدستی باطنيان اسماعيلی گرگان، با علم سرخ در اصفهان قيام کردند. از همان زمان طرفداران بابک خرم دين را سرخ جامگان يا سرخ علمان خواندند. در قيام اصفهان بسياری از اعراب و مسلمانان کشته شدند. سی سال بعد، بازماندگان آن قيام که به کوه های غرب ايران گريخته بودند بار ديگر به رهبری جاويدان پسر شهرک به سپاه عرب حمله ور شدند. بابک پس از کشته شدن جاويدان از سال ۲۰۱ ه/۸۱۶م به مدت بيست و دو سال فرماندهی جنگ های خرم دينان را بر ضد عاملان خليفه برعهده داشت. در جريان اين درگيری های طولانی، بابک بر همدان و آذربايجان و ارمنيه تسلط يافت. او و يارانش به سادگی و دور از هرگونه تشريفات و تجمل در کوه های سبلان می زيستند و از حميات گسترده مردم محل برخوردار بودند. فرستادگان بابک به آزادی در سراسر ايران و کشورهای همسايه رفت و آمد می کردند و با ايران و مردم و خاندان های بزرگ ايرانی در تماس بودند. ظاهرا علت ناکامی دشمنان در جنگ با بابک سرمای سخت و تنگی و دشواری راه های شرق آذربايجان و کوه های سبلان بوده است. نيز از قرائن چنين برمی آيد که مردم آذربايجان اين جنگ ها را به عنوان مبارزه ايرانيان با تازيان به حساب می آوردند و مقاومت طولانی بابک مرهون پايداری و ياری ايشان بدو نيز بوده است.

یانگونگ در جواهری در قصر -عکس های شخصی یانگونگ

                                                                                                 ادامه دارد ...

یکم مهر 1386 ساعت 1:57 AM|نوشته شده توسط ROOZBEH | موضوع: نوابغ تاریخ ایران | لينک ثابت |